محمد الريشهري

14

حكمت نامه جوان ( فارسى )

شادابى ) » ، « 1 » و دومى از ريشه « شَبَبَ ( شكوفايى و برخوردارى از حرارت ) » است . « 2 » نكته قابل توجّه اين كه نمىتوان تعيين كرد كه دوران جوانى از كى آغاز مىشود و كى پايان مىيابد . در اين باره آمده است : از نظر حقوقى ، دو دوره سنّى به رسميت شناخته شده است : طفوليت و بزرگ‌سالى . در اين ميان ، دوره نوجوانى و جوانى ، ناشناخته است و به همين دليل ، نمىتوان تعريف دقيقى از نوجوان و جوان ، ارائه نمود . « 3 » همچنين در كتابى كه اخيرا توسّط جمعى از برجسته‌ترين پژوهشگران حوزه جوانان تهيّه شده ، در تعريف « جوانى » آمده : اصطلاح « جوانى » با توجّه به زمينه آن ، معانى مختلفى دارد . اين نكته ، بويژه در مورد اين گزارش ، مصداق دارد . در بخش نخست ، « جوانان » به عنوان يك رقم آمارى تلقّى مىشوند و افرادى را كه سن آنها بين پانزده تا 24 سال است ، در بر مىگيرند . اين تقسيم‌بندى ، براى سهولت مقايسه انجام شده است ؛ زيرا اين گروه سنّى ، گروهى است كه در مورد آن ، اطّلاعات قابل دسترس ، تدارك ديده شده‌اند . در هر حال ، هنگامى كه استفاده از اصطلاح « جوان » بر مبناى كشور خاصّى مدّ نظر قرار مىگيرد ، محدوده سنّى فوق ، اغلب خيلى كوچك است . براى مثال ، گزارش توسعه انسانى برنامه عمران ملل متّحد در سال 2000 م ، براى اردن ، بر اين نكته تأكيد دارد كه : « جوان ، كسى است كه سن او بين پانزده تا 29 سال باشد » . « 4 »

--> ( 1 ) الفاء و التاء و الحرف المعتل أصلان : أحدهما يدلّ على طراوة و جِدّة ، و الآخر على تبيين حكم ( معجم مقاييس اللغة : ج 4 ص 473 ) ، و في المفردات : الطرى من الشباب ( مفردات الفاظ القرآن : ص 625 ) . ( 2 ) شبّ : الشين و الباء ، أصل واحد يدلّ على نماء الشىء و قوّته فى حرارةٍ تعتريه ( معجم مقاييس اللغة : ج 3 ص 177 ) . ( 3 ) گزارش ملّى جوانان سال 1381 : ص 490 . ( 4 ) گزارش وضعيت جهانى جوانان 2003 : ص 81 . اين گزارش ، توسّط برجسته‌ترين پژوهشگران حوزه جوانان جهان ، بر اساس درخواست سازمان ملل متّحد تهيه شده و توسّط دفتر بين الملل سازمان ملّى جوانان ، به فارسى ترجمه شده است . در دومين بخش از گزارش ياد شده ، معانى ديگرى از جوانى آمده است ؛ مانند : « فاصله بين نوجوانى و بلوغ جسمى » در زبان انگليسى يا « دوره گذار از كودكى به بزرگ‌سالى » و در جمع‌بندى نهايى آمده : « جوانى ، دوره گذار از نوجوانى به بزرگ‌سالى ، از وابستگى به استقلال ، و از وضعيت فرد دريافت‌كننده خدمات جامعه به كسى است كه در حيات فرهنگى ، سياسى و اقتصاد ملّى مشاركت مىكند » ؛ ليكن هيچ يك از اين تعاريف ، دوران جوانى را به طور دقيق ، مشخّص نمىكند .